![]() |
![]() |
|
| ردپاي اشك |
|
گاهی وقتها دلت میگیره گاهی وقتها دلت می گیره وقتی میفهمی خیلی کارهارو یه جور دیگه باید انجام میدادی گاهی وقتها دلت میگیره وقتی میفهمی که چقدر سادهای گاهی وقتها دلت میگیره وقتی میفهمی که خوب بودن به درد نمیخوره، باید پست بشی گاهی وقتها دلت میگیره وقتی حس میکنی چقدر تنهایی گاهی وقتها دلت میگیره وقتی میفهمی هیچ چیز اون چیزی نشد که دلت میخواست گاهی وقتها دلت میگیره از این که باید اینقدر تظاهر کنی چیزی برات مهم نیست گاهی وقتها دلت میگیره۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰ |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیستم اردیبهشت 1387ساعت 23:42 توسط مهسا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
من اشكي درخشانم كه از چشمان زيباي فرشته اي پاك بر دامان سبز زمين چكيده ام و از رد پاي خيس من رود زندگي جريان گرفته است
|
| نوشته های پیشین |
|
تیر 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 |
|
RSS
|